سيد علي اكبر قرشي

4

قاموس قرآن ( فارسي )

بقلم و آنچه مينويسند تو بواسطهء وحى ديوانه نيستى . گوئى منظور آنست : اگر قلم بدست گيرند و گفتهء تو را بنويسند خواهند ديد كه اين سخنان از مجنون سر نزند . از براى * ( « ن » ) * تفاسيرى است كه بواسطهء عدم اعتماد از ذكر آنها صرف نظر شد . نأى : دور شدن « نأى فلانا و عنه : بعد عنه » * ( وَإِذا أَنْعَمْنا عَلَى الإِنْسانِ أَعْرَضَ وَنَأى بِجانِبِه وَإِذا مَسَّه الشَّرُّ كانَ يَؤُساً ) * اسراء : 83 . چون به انسان نعمت داديم از ما روى گرداند و خويش را از ما دور كند و چون شرّى به او رسد بسيار مأيوس است ، اين حال كسى است كه فقط توجّه باسباب ظاهرى دارد نه به خدا لذا بهنگام نعمت از خدا رو گردان و متكبّر است و بهنگام سلب نعمت بسيار مأيوس . همچنين است آيهء 51 فصلت و هر دو آيه نظير آيهء ذيلاند * ( إِنَّ الإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً . ) * * ( إِذا مَسَّه الشَّرُّ جَزُوعاً . وَإِذا مَسَّه الْخَيْرُ مَنُوعاً ) * معارج : 19 - 21 . ابو طالب عليه السلام * ( وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْه وَيَنْأَوْنَ عَنْه وَإِنْ يُهْلِكُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَما يَشْعُرُونَ ) * انعام : 26 . در آيهء ما قبل فرموده : * ( وَجَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوه ) * . . . * ( يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ ) * بقرينهء آن ميدانيم كه ضمير « عنه » در هر دو به قرآن راجع است معنى آيه چنين مىشود : كفار مردم را از اتباع قرآن نهى ميكنند و خود نيز از آن دور ميشوند ولى فقط خويش را به هلاكت مياندازند و نميدانند و اگر هر دو راجع به حضرت رسول باشد باز معنى همان است كه گفته شد كه اعراض از آنحضرت اعراض از قرآن است . در صافى و برهان و الميزان از تفسير قمى نقل شده * ( « وَهُمْ يَنْهَوْنَ » ) * بنى هاشماند كه مردم را از اذيّت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نهى ميكردند ولى خود ايمان نمياوردند ولى اين بر خلاف ظاهر است . در تفسير ابن كثير از سفيان ثورى از حبيب بن ابى ثابت از كسى كه از ابن عباس شنيده نقل شده كه گفته : آيه